نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۵ ابن حسام خوسفی

ابن حسام خوسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای اهل درد را ز تو هر دم غمی دگر

نیش غم تو بر دل ما مرهمی دگر

درکوی تو که درگه اهل سعادتست

از آب چشم اهل صفا زمزمی دگر

ترشد به اب جود تو خاک وجود ما

فرمای از ابر لطف برآ شبنمی دگر

از کاینات دنیی و عقبی دوعالم اند

بیرون ازین دوخاک درت عالمی دگر

گفتی دمی دگر به لبت کام دل دهم

ای عمر اعتماد کرا بر دمی دگر

بردار جام جم که ببینی دروعیان

درزیر خاک خفته به هر سو جمی دگر

همچون دل شکسته ی ابن حسام هست

صد دل به قید زلف تو درهر خمی دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و غم ناشی از عشق و وابستگی می‌پردازد. شاعر از غم‌های مکرر برای اهل درد سخن می‌گوید و این غم‌ها را همچون مرهمی برای دل خود می‌بیند. او به مکان مقدسی اشاره می‌کند که اهل خوشبختی در آن جا هستند و از ناله‌های اهل صفا و اندوه آن‌ها یاد می‌کند. شاعر از نعمت‌های خداوند و بارش رحمت‌هایش سخن می‌گوید و در پی آن است که به او باران محبت و عشق برسد. او به وجود دو دنیای متفاوت و جستجوی معانی فراتر از این دنیا اشاره دارد و اشتیاق خود برای لحظاتی شیرین و خوش را بیان می‌کند. در نهایت، شاعر از دل شکسته خود و دل‌های دیگری که به عشق معشوق گرفتار شده‌اند، یاد می‌کند.