الهامی کرمانشاهی
زاده ۱۲۶۴ – درگذشته ۱۳۲۵ هجری قمری، تویسرکان
زندگینامهٔ الهامی کرمانشاهی
میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است که در قالب مثنوی و بر وزن و طرز شاهنامهٔ فردوسی در شرح وقایع کربلا سروده شده است. سرایش این منظومه طی ۷ سال از سال ۱۲۹۵ هجری قمری تا ۱۳۰۲ هجری قمری طول کشیده است. گزیدهٔ اشعار الهامی کرمانشاهی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار الهامی کرمانشاهی
شعرهای الهامی کرمانشاهی
- بخش ۲۷ - بی تابی شهربانو در خدمت امام و تسلی دادن حضرت او را — بیامد در آن لحظه با اشک وآه
- بخش ۲۸ - حمله ی پنجم خسرو بی سپاه برآن مردم روسیاه — نشست از بر باره ی تیز گرد
- بخش ۳۱ - تیر زدن ابوالحنوق بیدادگر — یکی پیک پیکان اجل سوی او
- بخش ۲۶ - تشریف فرمایی امام به خیمه ی فرزند — بیامد به بالین او کرد جای
- بخش ۳۰ - در اندرز یار دیرین خویش میرزا علی دوست کرمانشاهانی متخلص به سالک گوید — زخلق جهان رشته بگسیخته
- بخش ۲۴ - غلبه ی عطش بر سبط سید کاینات — زدورش چو عمر و بن حجاج دید
- بخش ۲۹ - داستان آمدن درویش بلخی به خدمت پادشاه — چو درویش از خویشتن رسته ای
- بخش ۲۵ - برگشتن امام تشنه کام از فرات — دویدند یکسر برون با شتاب
- بخش ۳۸ - نوحه گری ملایک برامام مظلوم — بگفتند: کای داور دادرس
- بخش ۳۲ - حمله ی ششم شاه دین بر سپاه مشرکین — یکی نقطه شد میمنه و میسره
- بخش ۳۵ - حمله ی هفتم شاه مظلومان — ره پویه بر بارگی بسته شد
- بخش ۳۷ - زبان حال امام مظلوم با خویش و مناجات با حضرت پروردگار — نهشتی نشانی ز مردانشان
- بخش ۳۹ - آمدن ضرعه بن شریک به کشتن امام — گرفتی همی از زمین، گرم خاک
- بخش ۳۶ - هجوم لشگر مشرکین بر سر سلطان دین و افتادن آن حضرت از زین بر زمین — نهاد آن گهی دست بر روی دست
- بخش ۳۳ - به خیمه رفتن شاه تشنه جگر برای بستن زخم سر — دم واپسین من آمد فراز
- بخش ۳۴ - شهادت شاهزاده ی والا گهر عبدالله بن حسن علیه السلام — به ناگه خروشی ز خرگاه خاست
- بخش ۴۵ - تمهید مقدمه ی شهادت امام مظلوم — چو فرمان بود از امامان پاک
- بخش ۴۲ - زخم زدن سران سپاه در قتلگاه بر آن مظلوم بیگناه — زهر سو بدو ناکسان تاختند
- بخش ۴۷ - آمدم ذوالجناح به قتلگاه — به هر سو دمان همچو باد دمان
- بخش ۴۳ - رفتن حضرت صدیقه ی صغرا، زینب (س) به قتلگاه — در آن دم پی دیدن روی شاه
- بخش ۴۴ - فرستادن عمر سعد طبیب نصاری را به کشتن شاه دین — وزانسو عمر، پور بدخواه سعد
- بخش ۴۱ - شهادت عبدالله بن حسین علیه السلام در آغوش پدر بزرگوارش — یکی پور بودش به پرده سرای
- بخش ۴۰ - آمدن ذوالجناح به بالین امام و سپردن آن حضرت سلاح امامت را بدو — تنی دید مانند لاله ستان
- بخش ۴۶ - رفتن شمر به بالین امام انام — که جز من کسی مرد این کار نیست