الهامی کرمانشاهی
زاده ۱۲۶۴ – درگذشته ۱۳۲۵ هجری قمری، تویسرکان
زندگینامهٔ الهامی کرمانشاهی
میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است که در قالب مثنوی و بر وزن و طرز شاهنامهٔ فردوسی در شرح وقایع کربلا سروده شده است. سرایش این منظومه طی ۷ سال از سال ۱۲۹۵ هجری قمری تا ۱۳۰۲ هجری قمری طول کشیده است. گزیدهٔ اشعار الهامی کرمانشاهی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار الهامی کرمانشاهی
شعرهای الهامی کرمانشاهی
- بخش ۶۸ - آگاهی یافتن ابن زیاد از فرار طفلان گرفتار و باز خواستن ازمشکور — زکارش دژم پور مرجانه شد
- بخش ۶۵ - گرفتن شبگرد آن شاهزادگان را و بردن به نزد ابن زیاد — شنیدم درآن تیره شام سیاه
- بخش ۶۹ - به دار کشیدن ابن زیاد بد بنیاد پر فساد مشکور زندانبان را — به دژخیم بد خویش آنگه سرود
- بخش ۷۰ - در تجافی ازدار غرور وانابه به سوی دار خلود — تو کز کشور جسم درنگذری
- بخش ۶۶ - رها کردن مشکور کودکان را و فرستادن به طرف قادسیه — زکف حرمت هردو نگذاشتی
- بخش ۶۷ - دیدن کنیز حارث آن دو طفل ماه رو را درنخلستان و شناختن ایشان و بردنشان به خانه — چو آمد به نزدیک رود آن کنیز
- بخش ۶۳ - آگاهی یافتن ابن زیاد ازحال کودکان جناب مسلم «محمد » و «ابراهیم » و جستجو کردن ازآنها — چو شد مسلم اندر بهشت برین
- بخش ۶۴ - سپردن شریح قاضی دو طفل یتیم حضرت مسلم رابه پسر خود — شریح آن دو تن را به غمخواریا
- بخش ۷۷ - کشته شدن حارث بد نهاد به فرمان ابن زیاد بد بنیاد — ببر این جفا جوی راسوت دشت
- بخش ۷۸ - درشکایت از آلایش به رنگ هستی و خود پرستی — تو ای قید هستی چه بندی مرا؟
- بخش ۷۶ - بردن حارث سر کودکان را در نزد ابن زیاد بد بنیاد — سبک تاخت زی پور مرجانه شاد
- بخش ۷۱ - آمدن حارث به خانه و پنهان نمودن زن او کودکان را از آن بدبخت — درآن روز تا شام آن هردوتن
- بخش ۷۲ - گریستن کودکان در نیمه شب و آگاهی حارث از حال ایشان — چو نیمی گذشت از شب دیوسار
- بخش ۷۵ - کشتن حارث محمد را و مویه گری ابراهیم در سوگ برادر خود — ز پای اندر افتاد سرو جوان
- بخش ۷۴ - مصمم شدن حارث برای کشتن شهزادگان و مویه کردن ایشان بریکدیگر — سبک تیغ بگرفت آن بدگمان
- بخش ۷۳ - بردن حارث معلون آن دو طفل را از بهر کشتن به کنار فرات — ستمکار حارث کمندی به دست
- بخش ۸۱ - عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمه — سحر چون بدین بختی گرم ساز
- بخش ۸۶ - آوردن عبدالله جعفر نامه ی امان از والی مدینه و نپذیرفتن آن حضرت — ازو نامه عبدالله نامدار
- بخش ۸۰ - آمدن جناب محمد بن حنیفه به خدمت امام(ع)و منع کردنش ازسفر عراق — همان شب که اندر سحرگاه آن
- بخش ۸۴ - تصرف نمودن امام علیه السلام درمنزل تنعیم — بیامد یکی کاروان گشن
- بخش ۸۲ - ذکر آمدن عبدا لله (ابن) عباس و عبدالله (ابن) زبیر و عبدالله (ابن) عمر به خدمت امام(ع) — وزان پس نهاد ابن عباس گام
- بخش ۸۵ - ذکر فرستادن عبدالله به جعفر طیار دو پسر خود را با نامه به خدمت آن حضرت — یکی نامه بنوشت بس دلپذیر
- بخش ۷۹ - ورود امام علیه السلام به مکه ی معظمه زاده الله شرفا — کنون راز بشنو ز شاه امم
- بخش ۸۳ - حرکت فرمودن موکب همایون امام(ع)از مکه به طرف کوفه به روایت عبدالله بن سنان — زعبدالله بن سنان این خبر