الهامی کرمانشاهی
زاده ۱۲۶۴ – درگذشته ۱۳۲۵ هجری قمری، تویسرکان
زندگینامهٔ الهامی کرمانشاهی
میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است که در قالب مثنوی و بر وزن و طرز شاهنامهٔ فردوسی در شرح وقایع کربلا سروده شده است. سرایش این منظومه طی ۷ سال از سال ۱۲۹۵ هجری قمری تا ۱۳۰۲ هجری قمری طول کشیده است. گزیدهٔ اشعار الهامی کرمانشاهی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار الهامی کرمانشاهی
شعرهای الهامی کرمانشاهی
- بخش ۱۷ - برآشفتن مروان به ولید به علت دست برداشتن از امام علیه السلام — چو شه سوی آرامگه شد چمان
- بخش ۲۲ - رفتن امام به بدرود قبر مادر و گفتگوی حضرت صدیقه با آن جناب — درآن تیره شب سروباغ رسول
- بخش ۲۰ - درمصمم شدن امام علیه السلام به مهاجرت از مدینه — شنیدم چو سبط رسول مجید
- بخش ۱۶ - برانگیختن مروان حکم ولید را در بیعت از امام و رفتن آنحضرت ازآنجا به خشم — بدو گفت کاین کرده نبود پسند
- بخش ۱۸ - در نکوهش روزگار و مویه گری برسبط احمد مختار علیه صلوات الملک الجبار — چه بد رسم بی مهری ای روزگار
- بخش ۲۱ - مامورشدن امام بار دیگربه سفر عراق در روضه جدش به عالم واقعه — دگر شب به بدرود خیرالبشر (ع)
- بخش ۱۵ - گفتگوی امام علیه السلام با آن سه تن — بفرمود کای مهتران سترگ
- بخش ۱۹ - درخطاب به ارواح مقدسه ی بزرگان دین — بنال ای مدینه بزار ای حرم
- بخش ۲۳ - بدرود امام(ع)با قبر مقدس برادر — بسی مویه ها کرد و پوزش نمود
- بخش ۲۷ - رفتن علیا مکرمه زینب خاتون به بدرود قبر مطهر مادر بزرگوار خود — شنیدم سربانوان بهشت
- بخش ۲۶ - نشان دادن امام زمین کربلا را — فراز زمین ها همه گشت پست
- بخش ۳۰ - آمدن گروه ملایکه به خدمت امام(ع)به یاری آن بزرگوار — چو از شهر یثرب شه تاجدار
- بخش ۲۵ - آمدن زنان بنی هاشم — که ناگه رسیدند زار و نوان
- بخش ۲۹ - درستودن ذوالجناح و سوار شدن امام برآن و بیرون رفتن از مدینه به عراق — بدش یادگار آن خداوند دین
- بخش ۲۴ - دربیان آمدن جناب محمد حنفیه به خدمت امام — بیامد به نزد شه راستین
- بخش ۲۸ - در بیان مامور فرمودن امام(ع)حضرت ابوالفضل العباس را — چو روز دگر بر هیون سپهر
- بخش ۳۱ - آمدن گروه جنیان به خدمت امام علیه السلام — چو آنان برفتند ازگرد شاه
- بخش ۳۳ - درذکر نامه های اهل کوفه و مضمون آنها — چنین بد گزین همه نامه ها
- بخش ۳۶ - ذکر راه گم کردن جناب مسلم و مردن آن دو نفر بلدی راهش از تشنگی — به هامون رسیدند چون ناگهان
- بخش ۳۴ - ذکر نامزد فرمودن امام(ع)پسر عم خود — که مسلم بدش نام و بودش پدر
- بخش ۳۲ - ورود امام علیه السلام به مکه ی معظمه — چو روزی سه ازماه شعبان گذشت
- بخش ۳۸ - نامه نوشتن جناب مسلم به حضرت — پس آنگه به بیعت گشادنددست
- بخش ۳۷ - وارد شدن جناب مسلم به کوفه درخانه ی مختار وفادار — به ایوان مختار بردند رخت
- بخش ۳۵ - رفتن جناب مسلم به مدینه ی طیبه — شدآنگه زبطحا زمین رهسپار