الهامی کرمانشاهی
زاده ۱۲۶۴ – درگذشته ۱۳۲۵ هجری قمری، تویسرکان
زندگینامهٔ الهامی کرمانشاهی
میرزا احمد الهامی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۲۶۴ هجری قمری در تویسرکان- درگذشتهٔ ۱۳۲۵ در کرمانشاه) شاعر آیینی ملقب به «فردوسى حسینى» و متخلص به «الهامی»، اصالتاً بهبهانى، زادگاه وى تویسرکان و محل سکونت وى در کرمانشاه بوده است. وی پدر شاعر معروف ابوالقاسم لاهوتی است و مهمترین اثر وی منظومهٔ چهار خیابان باغ فردوس یا شاهدنامه است که در قالب مثنوی و بر وزن و طرز شاهنامهٔ فردوسی در شرح وقایع کربلا سروده شده است. سرایش این منظومه طی ۷ سال از سال ۱۲۹۵ هجری قمری تا ۱۳۰۲ هجری قمری طول کشیده است. گزیدهٔ اشعار الهامی کرمانشاهی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار الهامی کرمانشاهی
شعرهای الهامی کرمانشاهی
- بخش ۴۲ - شکستن اهل کوفه بیعت جناب مسلم را — گروهی که بد اهرمنشان دلیل
- بخش ۴۶ - گرفتن بنی مذجح گردد دارالاماره و پراکنده شدن ایشان به گفتار شریح قاضی کوفه — به مذحج نژادان رسید آگهی
- بخش ۴۰ - رسیدن نامه ی یزید به ابن زیاد دربصره — به پور زیاد آن بد اندیش دیو
- بخش ۳۹ - آگاه کردن دوستان یزید اورا از کار جناب مسلم — بزرگان که بودند درآن دیار
- بخش ۴۵ - خواستن ابن زیاد هانی رابه دارالاماره و گرفتار شدن هانی — بدین سوی لختی قدم رنجه ساز
- بخش ۴۱ - ورود ابن زیاد به کوفه و رفتن درمسجد و خطبه خواندنش — ز گرد ره آن بد نژاد پلید
- بخش ۴۳ - رفتن ابن زیاد به خانه ی هانی بن عروه — زن هانی اندر پس درشنید
- بخش ۴۴ - جستجو نمودن معقل غلام ابن زیاد از جناب مسلم و پیدا کردن اورا — چو یکچند بگذشت وزان نامور
- بخش ۵۳ - مدد فرستادن ابن زیاد بد بنیاد بار دیگر برای محمد ابن اشعث کندی — چو آمد به بدخواه این آگهی
- بخش ۵۴ - فرستادن ابی زیاد — به ناوردگه چون فرازآمدند
- بخش ۵۲ - تنگ شدن کار بر محمد بن اشعث و کمک خواستنش از ابن زیاد — فرستاد وزان تیره دل یار خواست
- بخش ۵۱ - بیرون آمدن جناب مسلم از خانه ی طوعه و حمله کردنش بر سپاه مخالف — برآهیخت برنده تیغ ازنیام
- بخش ۵۰ - آگاه شدن جناب مسلم از آمدن دشمن و سلاح نبرد پوشیدن — از آن تنگ کاشانه بر پای خاست
- بخش ۴۷ - انجمن شدن یاران جناب مسلم — برفت و بیامد فرستاده زود
- بخش ۴۸ - پنان گرفتن جناب مسلم به خانه ی طوعه — چو شد تیغ خورشید زرین حسام
- بخش ۴۹ - آگاهی یافتن بلال پسر طوعه ازحال جناب مسلم و خبر دادن به ابن زیاد — مرآن نیک زن را یکی پور بود
- بخش ۵۶ - ذکر آب خواستن جناب مسلم و آب آوردن طوعه و ریختن دندانهای آن حضرت درجام آب — زبس خسته بدآن ستوده نژاد
- بخش ۵۸ - چاه کندن دشمنان در راه جناب مسلم و دستگیر شدن آن بزرگوار — بکندش یکی چاه در رهگذر
- بخش ۶۱ - در ذکر شهادت هانی بن عروه رحمه الله علیه به امر ابن زیاد — بزد بانگ سالار کوفی دیار
- بخش ۵۷ - امان دادن محمد بن اشعث جناب مسلم را و نپذیرفتن آن حضرت — به مسلم خروشید کای نامدار
- بخش ۶۰ - در بیان فرستادن ابن زیاد بکربن حمران را به کشتن جناب مسلم — بدو گفت کاین هاشمی را ببر
- بخش ۶۲ - فرستادن ابن زیاد سر جناب مسلم و هانی را به شام — به درگاه فرمانده ی کوفه برد
- بخش ۵۹ - ورود حضرت مسلم به مجلس ابن زیاد و مکالماتشان با یکدیگر — کشان روزبانان به بند اندرش
- بخش ۵۵ - زخم زدند بکربن حمران بر دهان و لب جناب مسلم و کشتن آن بزرگوار اورا — چو دیو دمان ازکمینگاه جست