نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را

ذکر تو مطلع غزل طبع سخن سرای را

آینه وار یافته یکنظر از جمال تو

دل که فروغ میدهد جام جهان نمای را

نسخه ی سحر سامری کاغذ توتیا شود

گر به کرشمه سر دهی نرگس سرمه سای را

در طلب تو دیده ام کاسه ی آب جغد شد

من که ز مغز استخوان طعمه دهم همای را

تیغ زبان عارفان گرد گرفت و همچنان

عشق تو جلوه میدهد خنجر سرزدای را

غایت دستگیری است آنکه چو طایر حرم

بر سر کعبه ره دهی رند برهنه پای را

من زکجا و حالت صوت و سماع صوفیان

گوش نهاده ام همین زمزمه ی درای را

کیست فغانی حزین مست سیاه نامه یی

تا به زبان عارفان وصف کند خدای را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعاره‌ها، معشوق را به عنوان منبع الهام و احساس معرفی می‌کند. او از جمال و وجود معشوق به عنوان علتی برای روشنایی دل و تجلی عشق یاد می‌کند. همچنین اشاره به تلاش برای فهم و درک عشق دارد و از زبان عارفان، به‌ویژه در قالب صوفیانه، سخن می‌گوید. شاعر در نهایت به جستجوی خدا و حقیقت می‌رسد و به دنبال کسی است که بتواند این تجربه را بیان کند.