نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فروغ حسن تو از آه سوزناک منست

صفای دامن پاکت ز عشق پاک منست

مبین خرابی حالم که زیر طاق سپهر

هزار تعبیه پنهان در آب و خاک منست

شراب لعل ز دست حریف تلخ سخن

نه آب روح فزا شربت هلاک منست

هزار پیرهن از رشک می شود پاره

که دست او بگریبان چاک چاک منست

جریده ییست فغانی دام ز مهر بتان

برو نوشته سخنهای دردناک منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که احساساتش ناشی از عشق پاک و سوزناک او به معشوق است و این عشق موجب ایجاد درد و خرابی در روح او شده است. او اشاره می‌کند که دردهایش در زندگی مانند یک شراب تلخ است و وجود او با وجود زیبایی‌های معشوق، تحت تأثیر عشق قرار دارد. همچنین، او به شدت تحت تأثیر عشق و شور و شوقی است که حس می‌کند و این عشق او را به یادگارهای دردناک و فغان‌هایی از دل تبدیل کرده است.