نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را ز نوبهار گل روی او بس است

مد نظر بنفشهٔ خودروی او بس است

گو سرو ناز جلوه مکن در حریم باغ

کآنجا خرام قامت دلجوی او بس است

بگشای ای نسیم سحر جیب غنچه را

از بوی گل چه سود مرا بوی او بس است

گو صحن روضه جلوه‌گه مرغ سدره باش

مرغ دل مرا چمن کوی او بس است

چین در جبین به کشتن ما تا کی ای رقیب

ناز و کرشمهٔ خم ابروی او بس است

جای سری که گشت گران از می وصال

در خواب بیخودی سر زانوی او بس است

بیدار ساز یکدمش ای همدم صبوح

در خواب ناز نرگس جادوی او بس است

جعد بنفشه را چه کنم دام راه دل

دیوانه ام مرا شکن موی او بس است

مهر دهان تلخ فغانی شب وصال

افسانهٔ عقیق سخنگوی او بس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از عشق و دلدادگی شاعر به او سخن می‌گوید. شاعر در توصیف معشوق، به جزئیات ظاهری او مانند گل، سرو و بنفشه پرداخته و به نقش او در زندگی‌اش اشاره می‌کند. او از طبیعت و احساساتی که در دلش ایجاد می‌شود، با تکیه بر عواطفی عمیق و درد عشق یاد می‌کند. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق او را به خواب و خیال کشانده و این خواب و خیالات برایش از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.