نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منست

دانهٔ خال بر او اختر مسعود منست

شب که بی‌لعل تو می می‌کشم از ساغر چشم

جگر پاره کباب نمک‌آلود منست

بس که در آتش سودای تو سوزم همه شب

روزن خانهٔ گردون سیه از دود منست

چند بنشینم و اندیشهٔ بیهوده کنم

مردن از درد غم عشق تو بهبود منست

من که سر در سر سودای غمت باخته‌ام

جان اگر در سر کار تو کنم سود منست

عاشق و رند و نظربازم و بدنام ولی

دیدن روی نکو شیوهٔ محمود منست

نظری سوی فغانی فگن از گوشهٔ چشم

که همین شیوه ز دیدار تو مقصود منست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دلبستگی عمیق به محبوب است. شاعر در آن به زیبایی چهره‌ی معشوق اشاره می‌کند و آن را همچون آیینه‌ای از آرزوها و اهداف خود می‌داند. عشق و دردهای ناشی از آن در تصاویر شعری به خوبی نمایان شده و شاعر بیان می‌کند که حتی در عذاب و سوختن از عشق، زندگی معنی و هدف دارد. او با وجود بدنامی و رنج‌های عاشقانه‌اش، بر زیبایی معشوق تأکید کرده و در جستجوی رابطه و دیدار با اوست. در کل، این شعر احساسات عاشقانه، کیمیای عشق و آرزوهای عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.