نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست

ز هر نهال گلی بانگ بلبلی برخاست

نسیم صبح، دلاویز و مشگ‌بیز آمد

مگر ز سلسلهٔ جعد کاکلی برخاست

کشیدم از غم زلف تو در چمن آهی

چو پیش شاخ گلی جعد سنبلی برخاست

تو آن رمیده غزالی که هر قدم زین راه

به جستجوی تو صاحب‌توکّلی برخاست

غلام همّت آن عاشق سبک‌سیرم

که از سر دو جهان بی‌تأملی برخاست

به هر چمن که فغانی رسید ناله‌کنان

ز بلبلان چمن شور و غلغلی برخاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و تأثیر آن بر احساسات انسانی می‌پردازد. در این شعر، چمن و گل‌ها با نسیمی دل‌انگیز شکوفا می‌شوند و آوای بلبلان به گوش می‌رسد. شاعر با نام بردن از عشق و longing نسبت به معشوق خود، احساساتش را عمیق‌تر می‌کند و خود را در جستجوی او می‌یابد. در پایان، شاعر به شور و غوغای بلبلان در چمن اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی شوق و سرزندگی طبیعت است.