شمارهٔ ۱۳۳ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمی دارم ازو سودم همینست
فگارم ساخت بهبودم همینست
کشم آهی و سوزم خرمن خود
زبان آتش آلودم همینست
فراموشم کند آن دیر پروا
بلای جان مردودم همینست
اگر من زنده باشم ور نباشم
ترا خوش باد مقصودم همینست
ز برق آه سازم خانه روشن
طربگاه زر اندودم همینست
زدی آتش، اگر دزدیده آهی
کشم، درهم مشو دودم همینست
گشایم در خیال آن روی و سوزم
فغانی فال مسعودم همینست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر غم و اندوه شاعر است که در آن به تجربیات و احساساتش اشاره میکند. او از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی با وجود این غم، خوشبختی دیگری را آرزو میکند. به اعتقاد شاعر، عشق و یاد معشوق در زندگیاش همواره حضور دارد و ناراحتیهایش نمیتواند مانع از این احساس شود. شاعر همچنین به امیدی که در دلش دارد و روشنایی که از عشق میگیرد اشاره میکند، حتی اگر دردی به دوش بکشد. به نوعی این شعر ترکیبی از درد و امید است و پیامهای عمیق عاطفی را به تصویر میکشد.