نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا

گلها شکفت در چمن کوی او مرا

ای باغبان برو که خدا داد در ازل

سرو سهی تو را، قد دلجوی او مرا

شادم که هر دم از دم دیگر فزونترست

دیوانگی ز سلسلهٔ موی او مرا

رخصت نمی‌دهد بتماشای ماه نو

میل نظارهٔ خم ابروی او مرا

من هم یکی ز گوشه‌نشینانم ای رفیق

سرگشته کرده نرگس جادوی او مرا

از منت صبا چو فغانی در این چمن

آزاد ساخت نکهت گیسوی او مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که شاعر با شادی و احساسات عمیق به او نگاه می‌کند. شاعر از زندگی در کنار زیبایی‌های معشوق، از جمله گل‌ها و چمن‌ها، لذت می‌برد و به نقش معشوق در شادابی و خوشحالی خود اشاره می‌کند. او همچنین به تأثیر نیکوی معشوق بر رویاها و دیوانگی‌هایش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که نمی‌تواند از تماشای زیبایی‌های او دل بکند. شاعر خود را به عنوان یکی از عاشقانی توصیف می‌کند که در جستجوی دیدار معشوق و زیبایی‌های اوست و در نهایت از عطر و نکهت موهای او حیرت‌زده است.