نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۸ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود

رود چشمم به خواب و ماه بینم در کنار خود

به بزم شمع خودخواهم که سوزم همچو پروانه

که غیرت می‌برم از سایهٔ شخص نزار خود

به راه انتظارش تا به کی از اشک نومیدی

به خون غلتیده بینم دیدهٔ شب‌زنده‌دار خود

ز آه سینه‌سوزم چون چراغ لاله درگیرد

خس و خاری که شب در دشت غم سازم حصار خود

فغانی چون به خاطر بگذراند روز وصل او

نهد صد داغ حسرت بر دل امیدوار خود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است که در حالی به یاد معشوق خود می‌افتد، در تنهایی و شب‌های تاریک به فکر او می‌پردازد. شاعر در این اندیشه است که به خاطر عشقش بسوزد و همچون پروانه قربانی عشق شود. او از اشک و غم انتظار می‌کشد و دلش به خاطر دوری معشوق به شدت می‌سوزد. در ادامه، شاعر احساس حسرت و دلتنگی خود را به تصویر می‌کشد و بیان می‌کند که این عشق، داغی عمیق بر دل او می‌گذارد. در نهایت، شعر بر محور غم و انتظار دوری معشوق می‌چرخد و حسرت را به خوبی به تصویر می‌کشد.