نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را

فروغ مطلع خورشید دادی منزل ما را

چراغ دیدهٔ دل شد ز یُمن مقدمت روشن

اثر بین طالع مسعود و بخت مقبل ما را

به آب دیده خواهم متصل ای سایهٔ رحمت

که سرو سرکشت مایل شود آب و گل ما را

خلاص از قید هستی می‌نمود احباب را مشکل

گشاد از حلقهٔ زلف تو آید مشکل ما را

دل پر درد دارم ای طبیب عاشقان امشب

قدم چون رنجه کردی گوش کن درد دل ما را

خوش آن ساعت که عشق خانه‌سوز وادی حیرت

به عزم کعبهٔ مقصود بندد محمل ما را

فغانی چون گره کردند خوبان سنبل مشکین

به دام آرزو بستند مرغ بسمل ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی شمعی اشاره می‌کند که محفل عشق و محبت را روشن کرده است. او از نور خورشید و روشنایی دل‌ها سخن می‌گوید و به تاثیر مثبت آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شاعر به یاری خداوند و رحمت او امید دارد و می‌خواهد از غم‌ها و مشکلات رهایی یابد. او درد دل خود را با طبیب عشق در میان می‌گذارد و به عشق و جستجوی حقیقت اشاره می‌کند. در آخر، به تجربه‌ای از زیبایی و آرزوهایش اشاره کرده و ابراز می‌کند که این پیوندها گره‌ای از دلش باز کرده است.