نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنی که از تو حرف جفا می توان شنید

دردت کشم که نام دوا می توان شنید

قدت بلند باد که بر نخل حسن تست

آن گل کزو نسیم وفا می توان شنید

بگشای لب که هر چه تو گویی چنان کنم

حکم ترا بسمع رضا می توان شنید

جایی که پسته ی تو زبان آوری کند

دشنام تلخ به ز دعا می توان شنید

خوبان بعاشقان سخن خوش نمی کنند

ور هم سخن کنند کجا می توان شنید

فریاد از آن سماع و فغان زین نوای نی

یکچند نیز ناله ی ما می توان شنید

مقصود صحبتست ز گل، ورنه بوی گل

انصاف اگر بود ز صبا می توان شنید

شد سالها که ناله ی فرهاد پست شد

در بیستون هنوز صدا می توان شنید

مرغان شدند مست فغانی مرو ز باغ

کز هر زبان هزار نوا می توان شنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از درد و رنجی که به خاطر جدایی و دوری از معشوق متحمل می‌شود صحبت می‌کند و قدر و زیبایی او را به نخل و گل تشبیه می‌کند. او تأکید می‌کند که عشق واقعی فراتر از سخن و کلمات است و صدای دل‌نواز و موسیقی عشق را به گوش می‌رساند. در نهایت، شاعر به یادآوری عاشقان گذشته و فغان و ناله‌های آنان اشاره می‌کند و می‌گوید در باغ عشق هر زبان نغمه‌ای دارد که می‌توان شنید. این اشعار نشان‌دهنده عمق احساسات عاشقانه و الگوهای سنتی عشق در ادبیات فارسی است.