شمارهٔ ۱۷۸ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سیمای توام در دل پر نور نگنجد
نور شجر حسن تو در طور نگنجد
در حلقه ی دلها ز صدای نی تیرت
شوریست که در انجمن سور نگنجد
بر کنگره ی وحدت و بردار حقیقت
غیر از سر شوریده ی منصور نگنجد
از رشک گریبان تو داغست دل من
چندانکه درو مرهم کافور نگنجد
چینی شکنان را هوس رفتن چین نیست
در بزم گدایان تو فغفور نگنجد
از تیغ مپوشان سر اگر همسر عشقی
در حلقه ی مستان سر مستور نگنجد
مرغ دلم از کعبه زند فال خرابات
چون بوم که در منزل معمور نگنجد
ما زخم تبر خورده ی قربانگه عشقیم
در پهلوی ما غیر بساطور نگنجد
آلوده مکن دامن پرهیز، فغانی
برخیز که در صومعه مخمور نگنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز عشق و شیدایی شاعر نسبت به معشوق پرداخته و نشاندهندهٔ عواطف عمیق و بیحدی است که در درون او وجود دارد. شاعر به زیبایی و نورانی بودن معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیبایی به قدری عظیم است که در دلها و اماکن مقدس نگنجد. همچنین، نسبت به عشق و شور و شوقی که در دلش دارد، تأکید میکند و بیان میکند که این احساسات و عواطف در هیچ مکانی قابل جا دادن نیست. در نهایت، شاعر به تمایز دنیای عشق و عرفان میپردازد و اشاره میکند که در مرز بین عشق و عرفان، تنها عشق و شیدایی باقی میماند.