نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه می‌جوید

پریشان کرده کاکل عاشق دیوانه می‌جوید

ز بدخویی و مستی خون کند در کاسه‌ام اکنون

که پیمان‌بسته با میگون‌لبی پیمانه می‌جوید

رود تنها و نگذارد که باشم همره و دانم

که همتای خود آن گوهر کدامین دانه می‌جوید

چگویم کان بهشتی از هوای گل‌رخی چون خود

چو آتش گشته در کوی ملامت خانه می‌جوید

نگردد آشنا با کس و گر هم آشنا گردد

حریفی همچو خود کافر دل و بیگانه می‌جوید

کجا آرام گیرد روز و شب در دیده خواب آرد

کسی کان چشم مست و غمزهٔ مستانه می‌جوید

نکرده گوش بر گفت کسان اکنون که عاشق شد

پی خواب از فغانی هر شبی افسانه می‌جوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره می‌کند و تصویر شمع و پروانه را به کار می‌برد. پروانه‌ها به دنبال شمع هستند و عاشق دیوانه‌ای که پریشانی‌اش را نشان می‌دهد. او از درد و مستی سخن می‌گوید و چگونه جام می را در پی لبی می‌جوید. شاعر احساس تنهایی می‌کند و می‌داند که همتای خود را نمی‌تواند پیدا کند. در جستجوی عشق، او به زیبایی و درد ناشی از آن اشاره می‌کند. همچنین، او به حالتی اشاره می‌کند که حتی اگر آشنا شود، طرف مقابل هم‌چون خود او دل‌باخته نیست. در پایان، شاعر از دلتنگی و خواب‌های عاشقانه می‌گوید که در هر شب، داستان‌های جدیدی از عشق را دنبال می‌کند.