نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۳ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید

ز غربت آفتاب من عنان را باز گردانید

هوای دلکش صحرا و آب دیدهٔ عاشق

نهال نازکش خوش‌تر ز سرو ناز گردانید

کدام ابرو کمانت یار و همدم شد درین رفتن

که چشم عشوه‌سازت را شکارانداز گردانید

فدای بازی اسبت دل ممتاز درویشان

که بس شاهانه‌ات از همرهان ممتاز گردانید

ربود از نرگست باد خزانی رنگ دلداری

غرورت غمزهٔ مستانه را غماز گردانید

هوای زلف مشک‌آمیز و چشم سرمه‌سای تو

چو تار عنکبوتم زار و بی‌آواز گردانید

مقدس آتشی کان از نهاد شمع سر برزد

ز روی تربیت پروانه را جانباز گردانید

صبا آورد گرد دامن پیراهن یوسف

در بیت الحزن را پردهٔ صد راز گردانید

همینت بس فغانی در بلاد پارسی‌گویان

که عشقت عندلیب گلشن شیراز گردانید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تأثیر عشق و longing صحبت می‌کند. شاعر از احوالات دل و احساسات عاشقانه خود می‌گوید و به مظاهر مختلف عشق اشاره می‌کند. او از دلتنگی برای آفتاب و زیبایی صحرا صحبت می‌کند و ابراز می‌دارد که چگونه عشق و زیبایی‌های محبوبش، دلش را به شور آورده و او را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین به نقش طبیعت و احساسات انسانی در تجلی عشق اشاره می‌شود. خاتمه شعر به عشق و زیبایی‌های آن در دیار شهری مانند شیراز پرداخته و عشق را به عنوان یک معجزه و نعمت می‌ستاید.