نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد

میان بگشا که از هر سو گل نسرین فرو ریزد

خوش آن محفل که خورشیدی درون آید عرق کرده

نشیند وز مه نو خوشه ی پروین فرو ریزد

چو انگیزد علاج دل طبیب کاردان من

ز نخل خامه چندین شیوه ی شیرین فرو ریزد

زبان دانیست ترک من که هنگام سخن گفتن

بعنوان عجب بس نکته ی رنگین فرو ریزد

ز گرد ره چو افشاند غزالم رشته ی کاکل

هزاران نافه ی سربسته از هر چین فرو ریزد

چه خوش‌تر زانکه عاشق خفته باشد زار و معشوقش

ز گلزار آید و گل بر سر بالین فرو ریزد

دگر زان لب چه می‌خواهی فغانی زین سخن گفتن

ترا بس نیست این درها که در تحسین فرو ریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبايی‌های گل و عشق اشاره می‌کند. او از مهمانی خوشایند صحبت می‌کند که در آن عطر گل‌ها و زیبایی‌های طبیعت حس می‌شود. او به لذت و شگفتی‌های عشق و دل‌باختگی اشاره دارد و می‌گوید که خوشایندتر است وقتی عاشقی دچار عشق باشد و معشوقش به آغوش او بیاید. همچنین او می‌گوید که سخنانش پر از نکات و زیبایی‌هاست و به زیبایی‌های عشق و کلمات در این فضا توجه می‌کند. در نهایت، شاعر از اهمیت احساسات و زیبایی‌های موجود در ارتباط انسانی و عشق سخن می‌گوید.