شمارهٔ ۲۲۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟
مرا تشریف بس، گردی که از دامن فرود آید
فدای حلقهٔ فِتراک آن صیاد دلبندم
که بهر صیدِ پیکان خورده از توسن فرود آید
از آن روی عرقناکت رسد از چشم و دل آبی
مثال شبنم صبحی که در گلشن فرود آید
برافروز از چراغِ جام، بهر مهوشان منزل
که خورشید از برای بادهٔ روشن فرود آید
سمند ناز را بر آتش من گرم کن زان رو
که شاهِ وقت، گاهی بر در گلخن فرود آید
به نور جان برافروزم سرای دیده را لیکن
دل سلطان من مشکل درین مسکن فرود آید
چراغ تیرهسوزِ من چه بنماید در آن مجلس؟
که روزش آفتاب و شب، مه از روزن فرود آید
فغانی جز به صاحبدل مخوان درس نظر بازی
چنین معنی کجا در طبع هر کودن فرود آید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف حالاتی احساسی و زیباییهای عشق میپردازد. او از فردی میخواهد که به او نزدیک شود و در دامنش فرود آید. شاعر به زیبایی دلبندش اشاره میکند که مانند صیادی است که به شکار میرود و بر اثر عشق تحت تأثیر او قرار گرفته است. او به عرق نازنین معشوق اشاره میکند که مانند شبنم در صبح بر گلها نشسته است. شاعر از نور چراغی صحبت میکند که برای مهوشان میافروزد و صبر میکند که خورشید به دلیل دلخوشیهایش بر او تابیده شود. در نهایت، او به تیرهروزیاش در مقایسه با روشنایی روز و شب اشاره میکند و از حالت وجودی خود در دنیایی پر از عشق و احساس حرف میزند. به طور کلی، این اشعار به تجلی عشق، زیبایی و حس غم بین عشق و فراق میپردازد.