نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد

گهر می‌ریزم و سنگ ملامت بار می‌آرد

شکست از دیدهٔ بدخورد جامم این سزای او

که صحبت را ز خلوت بر سر بازار می‌آرد

شراب تلخ با محبوب سیم‌اندام نوشیدن

فرح دارد ولی تلخی صد آن مقدار می‌آرد

مکن عیب من از مستی و سربازی که عشق است این

که گردن‌بسته‌شیران را به پای دار می‌آرد

بسا مرد سلامت رو که بهر یک زمان مستی

شرابش موکشان در خدمت خمار می‌آرد

به جان‌بخشی من آن کس که دایم می‌کند انکار

اگر یک جرعه می‌نوشد روان اقرار می‌آرد

فغانی ماه شبگرد تو شب از عین عیاری

گذر در چشم بی‌خواب و دل بیدار می‌آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجربیات عاشقانه خود می‌پردازد. او می‌گوید که درد و رنجی که از عشق می‌کشد، مانند اشکی سرخ است که از دل او می‌ریزد و به خاطر این عشق، مورد ملامت قرار می‌گیرد. شاعر همچنین به ناکامی در عشق و تاثیرات منفی آن بر روح و جانش اشاره می‌کند، در عین حال از لذت‌های عشق و شراب نیز سخن می‌گوید. او تاکید دارد که مستی ناشی از عشق طبیعی است و نباید به خاطر آن مورد عیب‌جویی قرار گیرد. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و تأثیر عمیق او بر روح و دل خود را بازگو می‌کند.