نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۰ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد

من تشنه ی عشقم ز می ناب چه خیزد

گل دیده نیفروزد و مه دل نرباید

مقصود تویی از گل و مهتاب چه خیزد

خنجر مکش از دور که من صید هلاکم

نزدیکتر از این غضب و تاب چه خیزد

در هم مکش ابرو ز تمنای دل من

جز حاجت درویش ز محراب چه خیزد

چون تیر تو خوردیم چرا تیغ کشد غیر

تسلیم چو شد صید ز قصاب چه خیزد

در خواب شد آنشوخ بشکلی که مرا کشت

تا باز چه بنماید و زین خواب چه خیزد

اشک تو نیار گل مقصود فغانی

پیداست کزین قطره ی خوناب چه خیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توضیح احساسات و خواسته‌های عمیق خود می‌پردازد. او از ساقی می‌پرسد که باده چه خاصیتی دارد و از عشق واقعی‌اش که مانند آب است، چه بهره‌ای می‌تواند ببرد. شاعر به زیبایی‌های گل و ماه اشاره می‌کند و می‌گوید که هدف اصلی‌اش خود اوست. او از حالت ضعف و ناتوانی خود در برابر عشق سخن می‌گوید و می‌خواهد که ابروهای معشوقش را به تلخی نازک نکند. شاعر به تسلیم شدن در برابر عشق اشاره دارد و اظهار می‌کند که حتی در حالت خواب هم تأثیر عشق بر او وجود دارد و او را می‌آزارد. در پایان، او با اشک‌های خود بیان می‌کند که محبتش بی‌ثمر است و می‌داند که از این حالت چه نتیجه‌ای خواهد گرفت.