شمارهٔ ۲۳۵ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید
چمن ز حوروشان روضه ی جنان گردید
هوا کریم صفت گشت و ابر گوهر بار
فلک انیس شد و بخت مهربان گردید
به یک دو قطره که از دیده ریخت بلبل مست
نظاره کن که چها در چمن عیان گردید
کسی که با می و ساقی نشست بر لب جو
میان برگ گل از چشم بد نهان گردید
چنان پیاله ی دردیکشان لبالب شد
که خاک را ز هوس آب در دهان گردید
شراب گشت چو خون شهید عشق سبیل
بدست هر صنمی ساغری روان گردید
هوا خوشست فغانی حریف باده طلب
کنون که در همه جا مست می توان گردید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و شگفتیهای طبیعت و عشق اشاره دارد. شاعر از شادابی و طراوت گلها و باغها صحبت میکند و به تغییرات مثبت در فضا اشاره میکند که هوایی دلپذیر و بختی نیکو به ارمغان میآورد. همچنین به حالتی از مستی و شادی در جمع دوستان و لحظاتی از نوشیدن شراب میپردازد که موجب فراموشی غمها و لذت بردن از زندگی میشود. در کل، شعر حس زیباییشناسی و شادی ناشی از عشق و طبیعت را به تصویر میکشد.