نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غباری کان گل از دامن به وقت رفتن افشاند

بمیرم تا صبا همچون عبیرش بر من افشاند

کسی همچون صبا در گلشن کوی تو ره یابد

که یکباره ز گرد هستی خود دامن افشاند

از آن رو شعله ی شوق توام افزون شود هر دم

که چشم خون فشان بر آتش من روغن افشاند

پس از من بلبلی پیدا شود در پای هر گلبن

صبا خاکسترم را چون بطرف گلشن افشاند

فغانی می رود افتان و خیزان بر سر راهی

که جان خود به پای رخش آن صید افگن افشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و longing (دلتنگی) است. شاعر از صبا (نسیم صبح) درخواست می‌کند که عطر گل‌ها را بر او بپاشد و اشاره می‌کند که کسی که واقعاً در عشق عمیق است، باید از دنیای مادی فاصله بگیرد. عشق او به محبوبش همچنان در حال افزایش است و او آرزو دارد که پس از مرگش، یاد و خاطره‌اش در گلشن بماند. همچنین، شاعر به تشبیه خود به بلبل اشاره می‌کند که برای محبوبش فریاد می‌زند و جان خود را به خاطر وی فدای می‌کند. به طور کلی، این شعر بیانگر خواسته‌ها و احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و زیبایی‌های آن است.