نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گلرخان از نفس ما اثری یافته اند

دل دگر ساخته گویا خبری یافته اند

اشک ریزان سحرخیز ترا ذکر بخیر

که زهر قطره برین در گهری یافته اند

نیست نزدیکتر از کوی تو راهی بخدا

که ازین کعبه به فردوس دری یافته اند

آستان تو بود برج سعادت که درو

هر دم از بال هما شاهپری یافته اند

طوطیان فاتحه خوانند خط سبز ترا

از نمکدان تو گویا شکری یافته اند

پیش چشم تو نیاورد کسی تاب نظر

مگر آنانکه ز جایی نظری یافته اند

تا تو پیدا شده یی کس نبرد نام پری

ظاهرست اینکه ازو خوبتری یافته اند

رو نتابند اسیران تو از تیر قضا

از سر و کار جهان این قدری یافته اند

سرو جان باخت فغانی و نزد نقش مراد

خوش حریفان که ز دست تو سری یافته اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تأثیر وجود محبوب و زیبایی او بر دل‌ها و احساسات سخن می‌گوید. او به این نکته اشاره می‌کند که حضور محبوب باعث شده است دیگران به سراغ او بیایند و از او الهام بگیرند. همچنین، از عشق و زیبایی‌هایی که در آستان محبوب نهفته است یاد می‌کند و به نوعی نشان می‌دهد که عشق به او دستاوردهایی را برای دیگران به همراه دارد. شاعر بر این باور است که از هر طرف نگاه کنیم، زیبایی و حضور محبوب به گونه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر آن تسلیم نشود و همه به آن گرایش دارند. در انتها، اشاره به این دارد که کسانی که در کنار محبوب هستند، ارزش واقعی خود را در یابند و از این محبت بهره‌مند شوند.