شمارهٔ ۲۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
صبح است و جلوه داده مستان پیالهها را
روی از نشاط خندان، گلها و لالهها را
در هر کنار جویی افتاده های و هویی
مرغان بلند کرده آهنگ نالهها را
هر می که خورده یاری از دست گلعذاری
گلها نثار کرده از شوق ژالهها را
در حلقهٔ محبان از بهر بستن دل
مستانه باز کرده خوبان کلالهها را
در خون عندلیبان خوبان چو غنچهٔ گل
نو کردهاند هر یک رنگین قبالهها را
بلبل چرا نگوید این نکتههای رنگین
در حسن چون گشاده گلبن رسالهها را
خوش وقت بادهنوشان کز غایت کرامت
نوشند آب و بخشند زرین پیالهها را
در شاهراه معنی از هر غزل فغانی
دامی دراز کرده مشکین غزالهها را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر صبحگاهی را توصیف میکند که مستان پیالهها را به نمایش میگذارند و گلها و لالهها با نشاط و شادی در حال شکفتن هستند. پرندگان آهنگ ناله میزنند و در هر گوشهای صدای زیبای طبیعت شنیده میشود. عشق و شوق در میان دوستان به اوج میرسد و زیباییها بیشتر نمایان میشود. بلبلها به زیباییها اشاره میکنند و خوشحالی بادهنوشان به اوج میرسد. در نهایت، شاعر به اوج معنویات و زیباییهای عشق و هنر اشاره میکند و در این روزگار خوش، غزلها به هم وصل شدهاند.