نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۹ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند

رخ تافت از من و سخنم در میانه ماند

در خاک ره چو عرصه ی شطرنج شد تنم

از بسکه بروی از سم اسبت نشانه ماند

حرفیست از جفای تو ای ترک تندخو

هر جا خطی که بر تنم از تازیانه ماند

جان رفت و دیده بهر تماشای روی او

گردید آب حسرت و در چشمخانه ماند

سازد هنوز عشق توام گرمتر ز دل

داغی که از ملامت اهل زمانه ماند

از خواب برنخاست فغانی سرت مگر

در کلبه جرعه یی ز شراب شبانه ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاوی احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از جدایی و دل‌تنگی خود می‌گوید و به خاطرات تلخ و آثار زخم‌های عشقی اشاره می‌کند. او به زیبایی و جاذبه معشوقش اشاره دارد که همچنان در ذهن و دلش باقی مانده است، حتی در لحظات سخت و غمناک. حسرت و ناراحتی شاعر به وضوح مشخص است و در نهایت، او با عشق و دلبستگی شدیدش، حتی در زمان‌های سخت، ادامه می‌دهد.