نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در طاعت و عشرت به قرار است دل ما

هر جا که رود همره یار است دل ما

ما آینهٔ حسن تو آشفته نخواهیم

برخیزد اگر زآن که غبار است دل ما

روزی هدف تیر بلایی شود این دل

ویرانه مگردان که حصار است دل ما

هر پارهٔ این قلب سیه جوهر فردی‌ست

بگذار و مسوزان که به کار است دل ما

در جستن این طعمه همایان نگرانند

بربند که تعویذ شکار است دل ما

بر حرف دل ما منه انگشت ملامت

ای مدعی! اندیش که خار است دل ما

دارد نظر همت بسیار عزیزان

هر چند که در دست تو خوار است دل ما

باد از شرف لذت دیدار تو محروم

گر در غم آغوش و کنار است دل ما

از غلغلهٔ سینهٔ پرجوش فغانی

آسوده ز گلبانگ هزار است دل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است. شاعر بیان می‌کند که دلش در سرور و طاعت معشوق است و هر جا که برود، دلش همراه او خواهد بود. او نمی‌خواهد زیبایی معشوق در آینه‌ای آشفته به تصویر کشیده شود و دلش را می‌خواهد از غبار و آلودگی به دور نگه دارد. شاعر همچنین تأکید می‌کند که هر جزئی از دلش ارزشمند است و نباید به سادگی سوزانده شود. در نهایت، او به تقاضای ملامت از سوی دیگران پاسخ می‌دهد و بیان می‌کند که دلش علی‌رغم فشارها و مشکلات، هنوز در جستجوی لذت و زیبایی عشق معشوق است و سرشار از احساسات عمیق و صادقانه است.