شمارهٔ ۳۲۰ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر
تو پاک آمده یی پاک باش و پاک نگر
مزاج حسن لطیفست و طبع عشق غیور
جفای یار نخواهی بترس و باک نگر
چرا فریفته ی چرخ و انجمی شب و روز
گهی به حال فرورفتگان خاک نگر
بخون پاک شهیدان اگر شراب خوری
ز کاو کاو نظر عرصه ی مغاک نگر
چو آب و آینه با خلق صاف و یکروییم
صفای خاطر رندان سینه چاک نگر
به آن مرو که می از ساغر مسیح خوری
مآل حال نگه کن دم هلاک نگر
چه بیخودیست فغانی سر از شراب برآر
هزار خانه خراب از زمین تاک نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مخاطب توصیه میکند که به زیبایی و پاکی نگاه کند و از عشقهای غمانگیز پرهیز کند. شاعر به اهمیت خلوص و اندیشه در زندگی اشاره میکند و هشدار میدهد که فریب دنیا و روزها را نخورند. همچنین بایستی به سرنوشت دیگران توجه کنند و از تاریخ عبرت بگیرند. شاعر به شادیهای پاک و واقعی تأکید دارد و اشاره میکند که مصرف شراب باید با آگاهی از عواقب آن همراه باشد. در نهایت، او به بیهودگی رنجهای ناشی از افراط در خوشیها و تباهیهای ناشی از آنها میپردازد.