نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۶ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش

که هوشم می رود هر جا که آید بر زبان نامش

زد آتش در دلم یا رب چه گرمی مزاجست این

که نبود در قبا چون برگ گل یک لحظه آرامش

خرابم افگند آن مست حسن از شیوه یی هر دم

زهی ناز و جوانی، کم مباد این باده از جامش

بر آن لب بسته دندان از هوس خوش می کند عاشق

نمی دانم کجا خواهد کشید آخر سرانجامش

نشست از نوحه در آتش فغانی کام نادیده

گشادی هم نشد از آه صبح و گریهٔ شامش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جذابیت و زیبایی دلربا و گیرا از یک معشوق است که شاعر در تأملاتش به آن می‌پردازد. او به اوج احساسات خود اشاره می‌کند و از شدت عشق و عذاب درونی خود می‌گوید. شاعر به ترکیب‌هایش با دقت توجه می‌کند و از آتش عشق و ناکامی‌هایش در این راه سخن می‌گوید. همچنین، او به تضادهایی همچون آرامش و بی‌قراری در عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشقش او را به سرانجام ناشناخته‌ای خواهد کشاند. در نهایت، او به ناتوانی خود از فرار از این احساسات و غم‌های ناشی از دوری و عشق اشاره می‌کند.