شمارهٔ ۳۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را
چنین مگذار لب تشنه شکست افتاده خامان را
زبانم لال بادا تا نگویم از که مینالم
که باشم من که بدنامی رسانم نیکنامان را
شدی خندان و بیرون آمدی ابرو ترش کرده
عجایب چاشنیها میرسانی تلخکامان را
عنان کج کرده مست از هر طرف پیش آمدم شوخی
نمیدانم چه انگیزهست باز این کجخرامان را
جمالت هست روزافزون وفا هم بر کمال خود
که هر چیزی به جای خود نکو باشد تمامان را
اگر این چاشنی در کار دارد آن لب میگون
سخن چون بگذرد در بزم آن شیرینکلامان را
فغانی از کجا و حالت مستانه در بزمت
به آهی گرم دارد حالیا خیل غلامان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به موضوعاتی چون شادابی و خوشبختی میپردازد و بر اهمیت شادی و خوشحالی در زندگی تأکید میکند. او از تشنگی و ناکامی برخی افراد صحبت کرده و به نیکنامی اشاره دارد که باید با آن حفظ شود. شاعر از زیبایی و وفای محبوب خود نیز سخن میگوید و به تأثیر مثبت آن بر دیگران اشاره میکند. در نهایت، او به حال مستانه و هیجان در جمع میپردازد و تأکید میکند که این حالت شادی و عشق، حال خادمان و غلامان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.