شمارهٔ ۴۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مدامت چهره گلگون از شراب لالهگون بادا
ترا خوبی و ما را گرمی مهرت فزون بادا
ز جامت جرعهای کز لعل نوشین چاشنی گیرد
گرفتاران دل را شعلهٔ داغ درون بادا
چو بگشایی لب از بهر سکون اضطراب من
ز لعلت هر تبسم سحر و هر گفتن فسون بادا
فغان و نالهٔ من کز دل محزون برون آید
به گوشت خوشتر از صوت و صدای ارغنون بادا
دلی کز حلقهٔ زلف تو آزادی هوس دارد
گرفتار بلا و بستهٔ قید جنون بادا
نمیگویم که دل از خار خار غیر خالی کن
همین گویم که خارت از دل غیری برون بادا
به عزم خانهٔ چشم فغانی چون قدم مانی
دل روشن چراغ راه و شوقت رهنمون بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی عشق و عشقورزی را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای محبوبش میگوید و آرزو میکند که عشق و محبت او همیشه در دلش برقرار باشد. او به تأثیرات عشق و دلتنگیهایش اشاره میکند و میگوید که صدای نالهها و فغانش میتواند از دل محزونش بیرون بیاید. در این شعر، شاعر همچنین به زنجیرهای عشق و جنون اشاره میکند و در نهایت، آرزو میکند که در کنار محبوبش، دلش روشن و زندگیاش پر از نور باشد.