نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۵ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم

گه در گوش گهی رشته ی کاکل کشدم

از تجمل نکند بر من درویش نگاه

آه از آنروز کزین ناز و تجمل کشدم

نتوان دید که زلفش دگری باز کند

ور ببندم نظر از دور تحمل کشدم

من خود از کشتنیانم بهمه حال ولی

نه چنان نیز که بی فکر و تأمل کشدم

آه از آن شوخ که با مردم بیگانه مدام

می کند همنفسی تا بتغافل کشدم

من اگر جان بدهم، جای رقیبم ندهد

چکنم گر نکنم سعی تنزل کشدم

نالد از درد فغانی و مرا دیده پر آب

چون نگریم که وفا نامه ی بلبل کشدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و ناز و دلربایی معشوق سخن می‌گوید و به توصیف آرایش و زلف او می‌پردازد. او احساس بی‌تابی و عشق عمیق خود را بیان می‌کند و به سختی‌هایی که از این عشق متحمل می‌شود، اشاره می‌کند. شاعر از دلخوری و درد ناشی از ناز معشوق سخن می‌گوید و ابراز می‌کند که اگرچه جانش را به خاطر رقیب فدای عشقش کند، معشوق به او توجهی ندارد. در نهایت، او به وفاداری و احساسات درونی خود اشاره می‌کند و غم و اندوه خود را به تصویر می‌کشد.