نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم

چند ناز سرو و جور غنچهٔ رعنا کشم

بی‌گل روی تو در خلوت‌سرای چشم و دل

خوش نباشد گر هزاران صورت زیبا کشم

می‌کشم دامن ز گرد راهت از غیرت ولی

گر دهد دستم روان در دیدهٔ بینا کشم

چند دور از چشمهٔ نوش تو از درد فراق

سر نهم در آب شور دیده و دریا کشم

مانده‌ام در دشت حرمان و ز دست روزگار

آنقدر فرصت نمی‌یابم که خار از پا کشم

تنگ شد بر من فضای شهر از آن مشکین‌غزال

دست همت بعد ازین در دامن صحرا کشم

چون فغانی از دل سوزان و چشم اشکبار

شعله از دریا برآرم لاله از خارا کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ناله و دل‌نوشته عاشقانه‌ای از شاعر است که در آن به سراغ معشوق خود می‌رود و احساساتش را نسبت به او بیان می‌کند. او از دلتنگی و دوری از معشوق می‌گوید و اینکه زیبایی‌های دنیا بدون وجود او خوشایند نیست. شاعر از درد فراق شاکی است و می‌گوید که فرصت کافی برای فراموش کردن آن را ندارد. او آرزو می‌کند که بتواند از این دردها رهایی یابد و در جستجوی معشوق، به دشت و صحرا برود و شعله‌های عشقش را برافروزد. در کل، این شعر به عشق، دلتنگی و امید در پی وصل اشاره دارد.