شمارهٔ ۴۳۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما باده را بنغمه ی ناهید خورده ایم
آب از کنار چشمه ی خورشید خورده ایم
شاهانه مجلسی طلب و ساقیی که ما
می در شرابخانه ی جمشید خورده ایم
در مجلسی حبیب ز دست مسیح و خضر
آب بقا و نعمت جاوید خورده ایم
مستیم ازان شراب که با محرمان بباغ
در سایه ی درخت گل و بید خورده ایم
دل بسته ایم همچو فغانی بلطف دوست
از شاخ عمر میوه ی امید خورده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شادی و سرور ناشی از نوشیدن شراب و لذتهای زندگی است. شاعر با اشاره به منبع این شراب، آن را به نغمهی ناهید (الههی عشق) و چشمهی خورشید نسبت میدهد. او به مجلسی شاهانه و ساقیای اشاره میکند که در آن شراب بسیار خوشگوار مینوشند. همچنین، از نعمت و بقا در کنار دوستان و تحت سایهی درختان یاد میکند و در نهایت به ارتباط عمیق خود با دوست اشاره میکند و امید به زندگی را از عمر خود میچشند. شعری است درباره خوشی، عشق و زندگی مطلوب.