شمارهٔ ۴۶۷ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روز از روز زبونتر کندم گردون بین
بخت فیروز نگر طالع روز افزون بین
در رهم نیشتری خاست زهر قطره ی اشک
اثر دیده ی گریان و دل پر خون بین
ایکه از لیلی گمگشته نشان می طلبی
قدمی پیش نه و بادیه ی مجنون بین
هر کجا سبز خطی هست تماشا آنجاست
نقش چین دل نرباید رقم بیچون بین
آب حیوان نبرد زنگ ز آیینه دل
نوش کن باده ی رنگین و رخ گلگون بین
دست کوته منگر نکته ی سنجیده شنو
جامه ی پاره چه بینی سخن موزون بین
خیز و همراه فغانی بدر میکده آی
تشنه یی چند جگر سوخته در جیحون بین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از روزگار و بخت خود میگوید و به زیباییها و محبتهایی که در زندگیاش وجود دارد اشاره میکند. او از درد و رنجهای دلش پرده برمیدارد و به جستجوی عشق و نشان لیلی و مجنون میپردازد. شاعر با توصیف طبیعت و زیباییهای آن، به تماشای زندگی و امیدواری به عشق و شادابی دعوت میکند و در نهایت از دسترسی به درک عمیقتر زندگی سخن میگوید.♡