نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۳ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشان

بجام ریز می لعل و گل دراب افشان

نسیم گو ورق گل بر اهل مجلس ریز

تو گرد دامن خود بر من خراب افشان

ببزم وصل چو روشن کنی چراغ صبوح

بخند چون گل و دامن بر آفتاب افشان

ترا که دولت بیدار داد جام مراد

بنوش و جرعه بر آلودگان خواب افشان

دهن بشوی و تبر زد بر استخوانم ریز

سخن بگوی و نمک بر دل کباب افشان

بسای غالیه و مشک تر بر آتش ریز

بخواه ساغر و بر برگ گل گلاب افشان

مکدرست فغانی سفینه ی دل تو

بمی غبار کدورت ازین کتاب افشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و لذت جشن وصل و می‌گساری می‌پردازد. شاعر از عطر گل‌ها و شراب به عنوان نمادهایی از عشق و سرخوشی یاد می‌کند و از نسی بین گل و می‌نوشی، و همچنین دعوت به شادی و خنده در جمع می‌طلبد. او بر اهمیت بیداری و زنده شدن دل‌ها تاکید می‌کند و با اشاراتی به زیبایی و تازگی، می‌خواهد که دل‌ها از کدورت و غبار پاک‌سازی شوند. در کل، این شعر دعوتی به لذت بردن از حال و هوای عشق و زیبایی و فراموش کردن رنج‌هاست.