نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۶ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم دلی هوای بسی خوب رو درو

یک قطره خون گرم و هزار آرزو درو

آیینه ییست دایره ی خط سبز تو

کز غایت صفا بتوان دید رو درو

نقاش صنع شکل دهانت ز نازکی

پرداخت آنچنان که نگنجید مو درو

دامن زدی بمجمر عود دلم بناز

پیچیده است چون گل نورسته بو درو

بستم در دل از جهت آنکه جای تست

تا غیر رو نیاورد از هیچ سو درو

بر شمع آفتاب زند خنده از طرب

هر دل که تافت پرتو روی نکو درو

بزمی که خفته اند حریفان بخواب خوش

خاموش به فغانی افسانه گو درو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساسی عمیق و زیبا را بیان می‌کند. او از دلی پر از آرزوها و عشق صحبت می‌کند و به تصویر زیبایی از معشوق می‌پردازد. معشوق مانند آینه‌ای است که صفا و زیبایی‌اش را نشان می‌دهد و شاعر از نازکی و لطافت او به وجد آمده است. عشق و خاطراتی که در دل دارد، به اندازه‌ای عمیق است که می‌خواهد فقط معشوق را در دلش نگه دارد و از هر چیز دیگری دوری کند. همچنین شاعر به شادی و روشنایی ناشی از وجود معشوق اشاره می‌کند و به یاد حریفان و دوستانی می‌پردازد که در بزم عشق خوشحال و خواب‌آلود هستند. به‌طور کلی، این شعر نمایانگر زیبایی و پیچیدگی احساسات عاشقانه است.