شمارهٔ ۴۹۸ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منت که باز شد گرهی از جبین تو
حرفی شنیدم از لب چون انگبین تو
از یک اشاره می کشی و زنده می کنی
صد آفرین بغمزه ی سحرآفرین تو
ای باغبان که نخل گلت بر مراد باد
از دور چند غصه خورد خوشه چین تو
میکش بهر کرشمه که دانی ترا چه غم
شکر خدا که نیست کسی در کمین تو
با هر که دم زدی سخنت زود در گرفت
آه ای شکر لب از نفس آتشین تو
شاهان نهاده پیش لبت مهر بر دهان
زان اسم اعظمی که بود بر نگین تو
آهی زدی چنانکه فغانی هلاک شد
فریاد از دل تو و آه حزین تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت فردی اشاره دارد که با اشارهای کوچک، زندگی و احساسات دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر از ویژگیهای خاص او سخن میگوید، از جمله صدای دلنوازش و قدرتی که در ارتباط با دیگران دارد. همچنین، در شعر به مقام و اعتبار او اشاره شده و اینکه حتی قدرتهای بزرگ نیز تحت تأثیر او قرار میگیرند. نهایتاً، شاعر ابراز میکند که احساسات عمیق و غمانگیزی در دل او وجود دارد که با یک آه به اوج میرسد.