نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۷ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خوش آن حالت که بگشایی ز خواب سرخوشی دیده

نگاهی سوی مشتاقان کنی از دیده دزدیده

نچیدم از هزاران گل یکی از گلشن حسنت

دلی پر خار دارم ز آن همه گل‌های ناچیده

مکن منعم که آشوب دلست و آفت دیده

لب میگون و چشم خوابناک و موی ژولیده

ز بس خاری که در پایم شکست از رهگذار دل

قدم در گلشن کویت نهم پرسیده پرسیده

چه رنجاند مرا هر دم رقیبی بر سر کویت

ازین در تا به کی بیرون روم رنجیده رنجیده

فغانی کشتهٔ چشم خطاپوشت که از مردم

به مستی دیده صد جرم و خطا وز لطف پوشیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عاشقانه و درد و شوق شاعر به معشوق است. شاعر از خواب سرخوشی بیدار می‌شود و به یاد مشتاقان می‌افتد. او از عدم دستیابی به زیبایی معشوق نگران است و دلش پر از خارهای ناشی از عشق ناکام است. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را رنجیده نکند، چرا که زیبایی و دلربایی‌های او می‌تواند دل را آشفته کند. او با توصیف قدم زدن در گلشن معشوق، به چالش‌های عشق و نظرات رقیبان اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به احساسات خود و عذابی که از عشق می‌کشد، اعتراف می‌کند.