شمارهٔ ۵۰۰ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد صبح از پی آن نور دیده رو
دنبال آن خجسته غزال رمیده رو
از ضعف تن نمی رسم از پی خدای را
ای نازنین سوار عنان را کشیده رو
عشاق خسته منتظر یک نظاره اند
دامن کشان چو می گذری آرمیده رو
درد دلی ز عشاق دلخسته گوش کن
از دردمند خویش دعایی شنیده رو
ما خویشرا طفیل خرام تو کرده ایم
خواهی بچهره پا نه و خواهی بدیده رو
هوشم نماند با تو که گفت اینکه صبحدم
سر خوش بروی برگ گل نو دمیده رو
تنگست زاهدا در خلوتسرای انس
آنجا دل شکسته و قد خمیده رو
مستانه می روی بخرابات عاشقان
راه پر آفتیست فغانی جریده رو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به باد صبح خطاب میکند و از او میخواهد که به دنبال نور و زیبایی برود. او از ناتوانی خود در رسیدن به خداوند ابراز میکند و به زیباییهای عشق و درد دل عاشقان اشاره دارد. شاعر میگوید که عاشقان به انتظار یک نگاه نشستهاند و از هم میخواهند که از دردی که دارند، گلهگذارند. در نهایت، شاعر به حالاتی از عشق و سلوک در خفا اشاره میکند و راه پرخطر عشق را توصیف میکند.