نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

لیلی اگر سنگ جفا بر کاسهٔ غافل زده

لیلی وشان سنگ ترا مجنون صفت بر دل زده

هر جا که باشد رنگ و بو آورده محمل را فرو

مسکین دلم بیراه و روسرها دران منزل زده

لیلی بصد حشمت روان مجنون به فریاد و فغان

دست تظلم هر زمان بر دامن محمل زده

از عشوه لعلت در سخن کرده هزار افسون وفن

از هر فسون با خویشتن فالی عجب مشکل زده

بیرون ازین رنگ و صفا حسن تو دارد شیوه ها

حالا بقدر دیده ها مشتی بر آب و گل زده

هر جا که با تیر و کمان بگذشته یی دامن کشان

دلها نثار آورده جان جانها دم از بسمل زده

شد مطرب مجلس نشین نالان ز آه آتشین

گویا فغانی حزین آهی در آن محفل زده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به عشق و عاشقی اشاره می‌کند و به زیبایی‌های لیلی می‌پردازد. او توصیف می‌کند که چگونه عشق لیلی بر دل مجنون تأثیر گذاشته و درد و رنج‌های او را افزون کرده است. لیلی با زیبایی‌اش مردان را فریب می‌دهد و دل‌ها را می‌رباید. شاعر از ناله‌ها و آهات دلش می‌گوید که در محفل عشق به گوش می‌رسد. با تصویرسازی‌های زیبا، احساسات عمیق عاشقانه در این اشعار به تصویر کشیده شده است.