شمارهٔ ۵۰۲ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خال بنفشه گون به رخ آتشین منه
بر برگ لاله نافهٔ تر اینچنین منه
مرغ خرد مقید دام بلا مساز
بر پای عقل سلسلهٔ عنبرین منه
بر سر چو بهر کشتن ما کج نهی کلاه
آن کاکل خمیده به طرف جبین منه
دامن کشان بگشت چمن چون کنی خرام
پای برهنه بر گل و بر یاسمین منه
روز شکار بر مشکن زلف را به ناز
دام فریب بر دل آهوی چین منه
پیش رقیب چون رسی از ره عنان مکش
پا از رکاب ناز به شمشاد زین منه
اهل وفا به خاک درت رو نهادهاند
ای مست ناز تیغ جفا بر زمین منه
طبعش گران مساز فغانی به شرح غم
باری چنین به خاطر آن نازنین منه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن زیباییهای معشوق میپردازد و از خال بنفش او که بر چهرهاش مانند آتشین است، تا پای برهنهاش که بر گل و یاسمین قدم میزند، سخن میگوید. او به اندوه و پیچیدگی عشق اشاره میکند و مینویسد که در برابر زیبایی معشوق، عقل و خرد را کنار گذاشته و تحمل درد و رنج را بر خود میپذیرد. شاعر همچنین از وفاداری و ناز معشوق سخن میگوید و تأکید دارد که این احساسات عمیق از دل برمیخیزد. در نهایت، شاعر از خود میگوید که غمهایش را نباید سنگین بگیرد زیرا این احساسات برای معشوق نازنیناش است.