نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۱ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جان شهید عشق بجانان سپرده به

هر زنده یی که کشته او نیست مرده به

بی داغ آرزوی تو اصحاب درد را

نام و نشان ز صفحه ی هستی سترده به

از سبحه گر مراد نه تکبیر ذکر اوست

گر عقد گوهرست یقین ناشمرده به

هر کس که جان بدوستی گلرخی نداد

نامش میان اهل محبت نبرده به

فریاد بلبلی که شود گرم ازو گلی

در گوش اهل درد ز وعظ فسرده به

هر جام می که نوش لبی امتحان نکرد

گر آب زندگی بود آن می نخورده به

ای شاه عاشقان چو رسی بر بساط قرب

پایت بخون کشته فغانی فشرده به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جان‌فشانی است. شاعر به بیان این نکته می‌پردازد که عشق واقعی تنها به کسانی که جان خود را در این راه فدای عشق کرده‌اند، تعلق دارد و آن‌ها از این دنیا جاودانه‌اند. او به درد و آرزوهای عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که نام و نشان چنین افرادی از یاد نخواهد رفت. همچنین، او به اهمیت ذکر و معرفت در عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که عشق واقعی نیاز به آزمایشی عمیق دارد. در نهایت، شاعر از معشوق خود (شاه عاشقان) می‌خواهد که در لحظه‌ای خاص بر سر سفره قرب بیاید و بر جان‌باختگان عشق رحم کند.