شمارهٔ ۵۱۵ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بازم ز جفایی دل افگار شکسته
بیداد گلی در جگرم خار شکسته
آه از دل آن مست که می خورده باغیار
ساغر بسر یار وفا دار شکسته
دیگر چه ملامت بود از جنگ رقیبان
ما را که سرو دست در اینکار شکسته
رسوایی و تر دامنی از خلق چه پوشیم
پیمانه ی ما بر سر بازار شکسته
چون برگ گل و لاله روان گشت ببستان
جام طرب ما که بگلزار شکسته
در گلشن عیشم نظر انداز بعبرت
تا سوخته بینی در و دیوار شکسته
این مستی از اندازه برونست فغانی
امروز خمار تو مگر یار شکسته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف درد و رنج دل شاعر میپردازد. او از احساس شکسته شدن قلبش به دلیل بیوفایی و جفای معشوق میگوید. در عین حال، از سادگی و شجاعت خود در مواجهه با رقبا سخن میگوید و به رسوایی و عواقب عشق پرداخته است. شاعر اشاره دارد که با وجود زیباییهای زندگی، او در عیش و نشاطش دچار سوختگی و اندوه است. در نهایت، از حالتی از مستی و غمهای عشق یاد میکند که فراتر از ظرفیت اوست و به یاد یار شکستهدلش، فریادی سر میدهد.