شمارهٔ ۵۲۱ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گاهی عتاب و گاه ترحم نمودهای
گه زهر چشم و گاه تبسم نمودهای
با اهل درد جور و جفا کردهای به ناز
مهر و وفا به اهل تنعم نمودهای
شب چون عرق نشسته به رویت ز تاب می
صد بار خوشتر از مه و انجم نمودهای
جان دادهام ز غیرت و از رشک مردهام
خندان چو با رقیب تکلم نمودهای
بیداد کم نمیکند آن ترک تندخو
ای دل اگر هزار تظلم نمودهای
هرجا که از پی تو فغانی کشیده آه
مستانه رفتهای و ترنم نمودهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات متناقض و رفتارهای معشوق اشاره دارد که گاهی با عتاب و گاهی با ترحم به محبوب پاسخ میدهد. شاعر از درد و رنجی که معشوق به او میدهد سخن میگوید و اشاره میکند که محبت خود را به کسانی که در رفاه و خوشگذران هستند، نشان میدهد. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده اشاره میکند. شاعر از غم و حسادت ناشی از این روابط سخن میگوید و به نارضایتی خود از رفتارهای معشوق و عدم توجه به دردهایش تأکید میکند. در نهایت، شاعر احساس میکند که معشوق با خوشی و آرامش از کنار او و غمهایش میگذرد.