نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۲ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باز ای فلک نتیجهٔ انجم نموده‌ای

دندان کین به اهل تنعم نموده‌ای

خورشید من چو ذره جهانیست در پِیَت

از بس که روی گرم به مردم نموده‌ای

تو رخ نموده‌ای که دهم جان به یک نظر

من زنده می‌شوم که ترحم نموده‌ای

آن انجمن کجاست که چون ابر نوبهار

من گریه کرده و تو تبسم نموده‌ای

عاشق چگونه تاب زبان تو آورد

زین شیوه‌ها که وقت تکلم نموده‌ای

همچون فغانی از تو نگردم اگرچه تو

هردم ره دگر به من گم نموده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و احساسات شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از فضا و تاثیرات آسمانی و طبیعی می‌گوید و بیان می‌کند که چقدر عشق معشوق برای او مهم و حیاتی است. او شگفتی‌اش را از زیبایی و مهربانی معشوق ابراز می‌کند و می‌گوید که چگونه وجود او زندگی‌اش را تغییر داده است. شاعر همچنین از درد و اشک‌هایش در عشق سخن می‌گوید و عمیق‌ترین احساساتش را در برابر معشوق بیان می‌کند، و از اینکه معشوق هر بار او را به شکلی تازه به خود جذب می‌کند، می‌نالد. در کل، این شعر نمایانگر عشق عمیق و پیچیده شاعر به معشوق است.