شمارهٔ ۵۳۰ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای غنچهٔ تو در سخن از سر معنوی
نخلت کرشمهبار ز انفاس عیسوی
شیرینخرام من گذری کن به بوستان
تا گل به مقدمت فگند تاج خسروی
گلهای نوشکفته به وصف تو در چمن
هر یک سفینهایست ز درهای معنوی
نقش جمالت از قلم صنع آیتیست
کاین شیوهایست در رقم کلک مانوی
وصل تو گر به ترک علایق میسرست
قطع نظر ز حاصل اسباب دنیوی
چشمی و صد کرشمه، سری و هزار ناز
ای فتنهٔ زمانه چه مستانه میروی
نوشد بلای عشق فغانی ز نو گلی
پیرانهسر نهاده غمش روی درنوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی و معنویت عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد. شاعر از غنچه و نخل به عنوان نمادهای زیبایی و صفا بهره میبرد و به تمجید از گلها و خرام معشوق میپردازد. همچنین، از ترکیب عشق و معنویت سخن میگوید و توجه به زیباییهای دنیا را در کنار عشق واقعی مورد تأکید قرار میدهد. در نهایت، شاعر از پیچیدگیهای عشق و تاثیر آن بر دل و روح سخن میگوید و به نوعی با حالتی متفکرانه به ابعاد مختلف عشق اشاره دارد.