نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۹ بابافغانی

بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ می‌ریزی؟

شکر داری و در جامم شراب تلخ می‌ریزی

دلی دارم به صد جا داغ و طعن مردمش بر سر

تو هم تا کی نمک بر این کباب تلخ می‌ریزی

به اشک شوربختان خنده تا کی آه ازین عادت

چرا این تحفهٔ شیرین در آب تلخ می‌ریزی

از آن یوسف شود روزی زلال خضر ای دیده

هر آن خوناب کز تعبیر خواب تلخ می‌ریزی

فغانی خون خود را آب کردی بس کن این گریه

چه گل چیدی که عمری این گلاب تلخ می‌ریزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات تلخ و دردناک شاعر می‌پردازد. او از بی‌رحمی و تلخی زندگی شکوه می‌کند و به یادآوری داغ‌ها و آلامی می‌پردازد که در دل دارد. شاعر به فردی اشاره می‌کند که به جای درک درد او، بر زخم‌هایش نمک می‌زند و بر تلخی او می‌افزاید. او به نشانه‌های امید و زیبایی در میان دردها اشاره کرده و از عادت به گریه و اندوه ابراز خستگی می‌کند. در نهایت، شاعر به حساسیت و عمق احساسات خود اشاره می‌کند و از تلخی‌هایی که در زندگی تجربه کرده، lament می‌کند.