شمارهٔ ۸۳ بابافغانی
بابافغانی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بادهی صافم خلاص از آب حیوان کردهاست
فتوی پیر مغان کار من آسان کردهاست
بارها دل باز آوردم ز دام میفروش
تا نگه کردم دگر خود را پریشان کردهاست
ایکه میگویی «چرا جانی به جامی میدهی؟»
این سخن با ساقی من گو که ارزان کردهاست
چون به یک ساغر نشاند آتش من ای حکیم
بی سرانجامی که در خمخانه طوفان کردهاست
ای که گریان سر نهی پیش صراحی هوشدار
کاین بت چینی فراوان خانه ویران کردهاست
قایلم بر وعدهی فردا که در تفسیر آن
هست تأثیری که کافر را مسلمان کردهاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ تجربیات عاشقانه و روحانی شاعر است. شاعر از اثری که نوشیدنی (باده) بر روح و جانش گذاشته صحبت میکند و به نقش مغ را، که در آسان کردن امور او کمک کرده، اشاره میکند. او از تلاشهایش برای دوری از میفروشی و بازگشت به آرامش حرف میزند، اما میگوید این تلاشها بیفایده است و همچنان پریشانی بر او حاکم است. شاعر به پرسشگری در مورد ارزش مشروبات پاسخ میدهد و به تأثیر عمیق میگفت که حتی انسانهای کافر را نیز متحول میکند. در نهایت، به ویرانیهایی که عشق و زیبایی به بار میآورد نیز اشاره میکند.